تبليغاتX
کانون پژوهش های بنیادین(دانشگاه لرستان)

کانون پژوهش های بنیادین(دانشگاه لرستان)

تحول را باید پذیرفت و آن را مدیریت کرد.

سلام

سه شنبه ۱۴/۸/۱۳۸۷ جلسه ای برگزار شد با عنوان «ایران مدرنیته و اصلاحات».

سخنران جلسه دکتر وحید یامین پور بود.

این هم آیش به همت کانون پژوهشهای بنیادین و کانون پژوهش و مطالعات بسیج دانشجویی دانشگاه لرستان برگزار شد.

منتظر محتوای جلسه باشید.

ما هم منتظر نظر اونایی که توی جلسه بودن هستیم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 آبان1387ساعت 21:8   <تحول را باید پذیرفت و آنرا مدیریت کرد>  | 

نویسنده: محمد مهدی میرباقری

 

در این مقاله نگارنده ضمن تبیین مبانی جنبش نرم‌افزاری و راهكارهای آن ، این جنبش را ضرورتی غیرقابل انكار برای توسعه كشور میداند .

1- ماهیت و گستره جنبش نرم افزاری

هر تمدنی از نرم افزار و سخت افزار تشكیل می شود. مراد از سخت افزار همان ساختارهای اجتماعی و محصولاتی است كه به دنبال تحقق آن ساختارها پدید می آیند. این محصولات اعم از محصولات دقیق كه ابزار آزمایشگاهی هستند، ابزار تولید و سپس محصولات مصرفی می باشد. ما اینگونه از رهاوردهای تمدنی را سخت افزار می نامیم، اما نرم افزارها نظام مفاهیمی هستند كه پشتوانه تولید این سخت افزارها می باشند و اینها نیز طبقات مختلفی دارند؛ مفاهیم بنیادین مثل فلسفه منطق و منطق، مفاهیم تخصصی همچون علوم مختلف ریاضی، تجربی و انسانی و بالاخره مفاهیم اجتماعی و عمومی كه بر مفاهیم تخصصی تكیه دارند، همگی در زمره نرم افزارها به شمار می آیند.
روبنایی ترین شكل نرم افزار آن چیزی است كه امروزه هدایت و كنترل ابزارهای علمی مثل رایانه را بر دوش گرفته اند، اما نرم افزار مفهومی بسیار گسترده تر از این موارد جزئی دارد؛ به زعم ما مفاهیم تخصصی هم عمیق ترین لایه نرم افزارها نیستند، بلكه آنها نیز مستند به متدها و متدها نیز متكی بر فلسفه های متد كه آنها متدها را سامان می دهند، هستند.
با توجه به وسعتی كه مفهوم «نرم افزار» دارد، انقلاب اسلامی ایران زمانی در جهت تولیدنرم افزار قرار خواهد گرفت كه در مسیر ایجاد نهضت عظیم اجتماعی قدم بردارد. اینكه انتظار داشته باشیم معدودی از اندیشمندان بتوانند چنین تحول بدیع و گسترده ای را در جامعه به وجود آورند معقول به نظر نمی رسد، تولید مفاهیم بنیادین و رشته های تخصصی و فوق تخصصی در همه ساحت های سیاسی، فرهنگی و اقتصادی بشر نیازمند نهضت اجتماعی و سازمانی است كه از آن می توان به عنوان «انقلاب فرهنگی» با «جنبش نرم افزاری» یاد كرد. «جنبش نرم افزاری» كلمه حقی است كه از سوی رهبر فرزانه نظام جمهوری اسلامی، آیت الله خامنه ای (مدظله العالی) ابراز گردیده و حاكی از آن است كه ایشان قصد دارند تا كشتی انقلاب اسلامی را در این مسیر سكانداری نمایند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 6 مرداد1387ساعت 6:39   <تحول را باید پذیرفت و آنرا مدیریت کرد>  | 

نوشته شده توسط آرش اسدیان

نتيجه‌ي شكست در جنگ نظامي كشته شدن نيروهاي خودي مي‌باشد اما نتيجه‌ي شكست در جنگ فرهنگي «استحاله‌ي » نيروهاي خودي است. يعني تبديل شدن نيروهاي خودي به نيروهاي بيگانه .........، افسران خودي به افسران بيگانه ...........، دانشمندان خودي به دانشمندان بيگانه..........،نويسندگان خودي به نويسندگان بيگانه .......، هنرمندان خودي به هنرمندان بيگانه ......،

اكنون باخود بينديشيم و از خود بپرسيم ،آيا اين سكوت و خاموشي نشان از نبودن جنگ بزرگ و هميشگي تاريخ يعني جنگ بين حق و باطل است؟

بايد قدري از روز مرگي جدا شد تا بتوان جنگ را احساس كرد« جنگ بين حق و باطل» آري مي‌انديشم و از خود مي‌پرسم ، به راستي اين است مسير كمال بشر؟ ! مسيري كه انتهاي آن دستيابي به شاخصه هاي توسعه‌ي جهاني است ، شاخصه هايي كه رفاه ، آزادي ، دمكراسي و عزت بشر نام نهاده شده‌اند ، اما كدام آزادي ، كدام رفاه ، و كدام حقوق بشر چه بسيارند افرادي كه براي اعاده‌ي حقوق بشر مي جنگند و شعار آزادي انسان را سر مي‌دهند اما بايد پرسيد كدام آزادي ، كدام آرامش و رفاه و چه كسي آن را تعريف كرده. بايد فهميد كه اكنون در كجاي تاريخ واقع شده‌ايم ، و بايد قدري سرمان را از روي نوشتهايي كه به ما داده‌اند برداريم و به درستي آنها فكر كنيم مهمتر اينكه بايد بفهميم كه نبرد بين كفر و ايمان هنوز هم ادامه دارد و اكنون بايد به جاي شمشير و تفنگ ، دست به قلم برد چرا مداد كفار كه از تفنگ آنها خطرناك تر است و البته مي‌بايست اين جنگ را احساس كرد.....

ما دوباره برمي خيزيم و اجازه نمي‌دهيم كه مصرف كننده اي بيش باشيم و برنامه و هدف زندگيمان را بر ايمان بنويسند و ما را از مسيريكه قرار است به آن برسيم جداكنند و بت پرستي مردن را به ما بياموزند.

و اين بار در سنگر علم مي گوئيم(من مات في طلب العلم مات شهيداً)و با قلمي كه در دست داريم به پيكار با جهالت نوين بشر امروز مي‌رويم. و بدانيم و آگاه باشيم كه (مدادالعلماء افضل من دماء الشهدا)

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 10 تیر1387ساعت 12:50   <تحول را باید پذیرفت و آنرا مدیریت کرد>  | 

نگارش یافته توسط سعید خانی

 

در این نوشتار برآنیم که در ابتدا به صورت مختصر اثبات کنیم که آیا لزومی دارد که نظام اقتصادی یک حکومت دینی، دینی باشد و یا یک نظام اقتصادی می تواند تحت سیطره حکومت اسلامی، به جهتی که حکومت خواهان آن است برود.

به عبارت دیگر آیا یک نظام اقتصادی جهتدار است یا خیر.

در مرحله بعد، می کوشیم معرفی از انواع کلی رویکردها به دین (اسلام) را داشته باشیم و در نهایت به این برسیم که کدام رویکرد قابلیت ایدئولوژیک دارد و می توان از آن یک نظام اقتصادی را بیرون کشید.

بیان مسئله:

درک و قبول جهتداری علوم (و در اینجا تنها علوم انسانی) مطلبی است که از اهمیت ویژه در این بحث برخوردار است هرچند موضوع اصلی این نوشتار نیست.

اینکه آیا علمی مانند اقتصاد که علمی است نوپا می تواند به خودی خود و با اتکا به فلسفه بنیادین وجودی خود همانند یک سیستم و یا بالاتر از آن همانند یک ارگانیک زنده[1] به جهتی که فلسفه وجودی آن از آن نشأت گیرد حرکت کند یا خیر؟

با این فرض که علم جهتدار است، به این مطلب می رسیم که حکومت اسلامی نیاز به یک نرم افزار هم جهت خویش در اداره اقتصادی جامعه دارد و در نتیجه ناگزیر از بکارگیری نظام اقتصاد اسلامی است.

اما چه رویکردی می تواند پاسخ گوی این نیاز حکومت اسلامی- که در تاریخ سابقه تشکیل داشته است- باشد؟ به عبارت دیگر چه تعریفی از دین می تواند این نیاز منطقی به نرم افزار اداره اقتصاد جامعه را برطرف سازد؟



[1] - میر باقری – دین مدرنیته و اصلاحات – ص 38


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 5 تیر1387ساعت 6:30   <تحول را باید پذیرفت و آنرا مدیریت کرد>  | 

نگارش یافته توسط سعید ایمانی فرد

 

آیا دین حداکثری است؟ میزان و برد دین تا کجاست؟ آیا دین تمام شئون زندگی انسان را تحت تأثیر قرار می دهد؟

در گذشته یاد گرفته بودم که خداوند قوانین خود را در جاهایی که عقل انسان یارای رسیدن به آنها را ندارد به یاری انسان فرستاده است. شاید از گفته آنها اینگونه استنباط می شد که حوزه ی عقل و وحی از هم جداست. عقل حلال مشکلاتی است که با او حل می شوند و بعضاً نیز به زندگی این دنیا ارتباط دارند و وحی یا همان دین مربوط به حوزه هایی است که دست عقل از رسیدن به آنها کوتاه است.

ولی حال سوال از این گروه این است که چرا وحی برای اقتصاد، قضا و بسیاری از مسائل دیگر که عقل دائیه ی حل آنها را دارد حکم صادر کرده است؟ آیا می توان جواب این سوال را اینگونه داد که احکام برای چندین قرن قرن پیش بوده اند که بشر توان ادراک اصول علمی حاکم بر علوم مختلف را نداشته است؟ با قبول اینکه احکام دارای تاریخ مصرفند، سوال دیگری مطرح می شود که اگر عقل آدمی توانسته است مشکلات دیروز را که به دست عقل حل نمی شد حل کند پس چرا جامعه دارای مشکلات پیچیده تر و سختتر از دیروز است؟ از جمله اینکه بشر هبوط کرده است و دیگر بشر نیست و دوم اینکه اگر اصول متقنی بر علوم حکومت می کند که عقل به آنها دست یافته است، چرا بین نظرات علمی تعارض وجود دارد و حتی خود صاحبان این علوم آنها را حتمی نمی دانند؟

مشکلات عدیده جامعه که محصول نظامات جدید است و همچنین تعارض بین نظریه های علمی که نشان از نبود وحدت در علوم است به ما می نمایاند که ...

(منتظر تکمیل این نوشته توسط شما هستیم)

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 6:52   <تحول را باید پذیرفت و آنرا مدیریت کرد>  | 

امام (ره) به ما آموخت که انتظار تنها در مبارزه است و این بزرگترین پیام او بود و پس از او اگر باز هم امیدی ما را زنده نگه می دارد، همین است که برای ظهور آخرین حجت حق مبارزه می کنیم.

 

امام (ره) ما را آموخت که عرفان را با مبارزه جمع کنیم و خود بهترین شاهد بود بر این ادعا که عرفان عین مبارزه است.

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 خرداد1387ساعت 10:36   <تحول را باید پذیرفت و آنرا مدیریت کرد>  | 

بيانات رهبر معظم انقلاب در ديدار دانشجويان دانشگاه‏هاى استان يزد (۱۳۸۶/۱۰/۱۳)

من در يكى دو تا ديدار دانشجوئىِ سفرهاى سال گذشته در مشهد و سمنان، راجع به مسئله‏ى الگوى توسعه صحبت كردم؛ الگوى توسعه‏ى ايرانى، الگوى توسعه‏ى بومى، كه ما براى توسعه‏ى كشور به سراغ نظريات دانشمندان اروپائى نرويم. نميگويم از علم آنها استفاده نكنيم؛ اما نسخه‏ى آنها مال خودشان. علم آنها را ياد بگيريم؛ اما نسخه‏ى بيمارىِ خودمان را خودمان بنويسيم، تا مورد اعتماد خودمان باشد، تا بتوانيم به آن تكيه كنيم، اطمينان كنيم. حالا اگر اعتماد به نفس نباشد، ميگوئيم آقا مگر ما ميتوانيم؟ اين همه ديگران تجربه كردند، ما حالا چه بالاتر از آنها ميخواهيم بياوريم؟ اين، نبود اعتماد به نفس است؛ كه الان هم متأسفانه بعضى‏ها ميگويند! بعضى از تحصيلكرده‏هاى ما همين را ميگويند. ما گفتيم الگوى توسعه‏ى بومى تهيه كنيم، ميگويند آقا كدام الگوى توسعه‏ى بومى؛ مگر ميشود؟! ببينيد، اين همان رسوبات باقيمانده‏ى از گذشته است؛ نبود اعتماد به نفس است. اگر يك ملت ميخواهد پيشرفت كند، نميشود منتظر ديگران باشد.

+ نوشته شده در  جمعه 3 خرداد1387ساعت 21:29   <تحول را باید پذیرفت و آنرا مدیریت کرد>  | 

نگارش یافته توسط سعید ایمانی فرد

معنای لغوی توسعه فرایند رشد است. اما در تعاریف چنین آورده اند: توسعه « یعنی بهبود شرایط زندگی برای همگان » و نیز توسعه را چنین توصیف کرده اند « توسعه فرایندی است هدفدار که توسط انسان آغاز می گردد و هدف آن بهبود بخشیدن به شرایط زیستی کلیه افرادی است که در یک جامعه زندگی می کنند.» بنابراین می توان گفت: توسعه عبارت از ایجاد تغیرات مداوم و منظم در جهت مطلوب در محیط زندگی خود می باشد. پس توسعه در هر شکل صورت و نوع آن باشد، باید نیازها و مسائل آحاد ملت و جامعه را برآورده و مهیا سازد. بنظر می رسد توسعه از سه جزء اساسی برخوردار است. الف) فرایندی در جهت بهبود   ب) انسان به عنوان آغازگرآن   ج) مداوم بودن آن

در این نوشته سعی می شود با توجه به تعریف توسعه که در  بالا  آمده است ( تعریفی که از طریق سازمان های بین المللی ارائه گردیده و همگان آنرا قبول دارند) و همچنین با توجه به آمار کسب شده از مبادی مختلف به سنجش این موضوع بپردازیم که آیا می توان از طرح توسعه غربی برای توسعه یافتگی ایران اسلامی استفاده کرد؟ آیا می توان توسعه یافتگی به شیوه کنونی ( کشورهای توسعه یافته ) را به عنوان هدفی در پیش روی ایران اسلامی قرار داد که انقلابی با آن عظمت را پشت سر گذاشته است؟ انقلابی که با مبانی تفکرات رایج جهان در تضاد است و روژه گارودی – متفکر بزرگ فرانسوی-  درباره آن می گوید:

« انقلاب اسلامی ایران، الگوی جدیدی از تکامل انسان و اجتماع را رائه داده است، که این الگو با میراث روحی ملت ها توافق دارد و همین، دلیل دشمنی غرب با اوست. آیت ا... خمینی به زندگی ایرانیان معنی بخشید.»

حال پس از چندین سال سؤال اینجاست،کدامین راه و هدف را برای توسعه یافتگی ایران برگزینیم؟ و توسعه یافتگی را با چه معیارهایی باید مورد سنجش قرار داد؟

در این مقاله برخی از مسائل توسعه یافتگی از جمله «اختلاف طبقاطی» ، «بنیان خانواده» ، «دمکراسی» ، «آزادی بیان و مطبوعات آزاد» و «هدف توسعه» را مورد سنجش قرار می دهیم تا در پایان به دیدی روشن از توسعه­ی کنونی و راه پیش روی ما، منتهی شود.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 11:33   <تحول را باید پذیرفت و آنرا مدیریت کرد>  | 

 

 

بسم اللّه الرّحمن الرّحيم

و اما مطلبي كه مي خواهم با شما در ميان بگذارم: من مي خواستم به برادران عزيز در جلسه اساتيد اين مطلب را بگويم، اما فرصت نشد. لذا آن را ابتدا عرض مي كنم، و آن اين است كه يكي از وظايف مهم دانشگاهها عبارت است از نوانديشي علمي. مسأله تحجّر، فقط بلاي محيطهاي ديني و افكار ديني نيست؛ در همه ي محيطها، تحجّر، ايستايي و پايبند بودن به جزمي گراييهايي كه بر انسان تحميل شده - بدون اين كه منطق درستي به دنبالش باشد - يك بلاست. آنچه كه براي يك محيط علمي و دانشگاهي وظيفه آرماني محسوب مي شود، اين است كه در زمينه مسائل علمي، نوانديش باشد. معناي واقعي توليد علم اين است. توليد علم، فقط انتقال علم نيست؛ نوآوري علمي در درجه اوّل اهميت است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 23:25   <تحول را باید پذیرفت و آنرا مدیریت کرد>  | 

نگارش یافته توسط مهدی مظفری نیا

 

جهان امروزی، جهانی شبکه ای با ارتباطات گسترده و پیچیده و تاثیر و تاثرات دائمی است، لذا بقا و دوام جوامع در گرو توسعه ملی می باشد. به بیان دیگر توسعه نیافتگی جامعه مبنای فروپاشی و اضمحلال آن است. توسعه، محور هماهنگی تمامی امور اجتماعی می باشد و جامعه توسعه یافته جامعه ایست که تمامی عرصه های آن به صورت هماهنگ در راستای توسعه عمل می نماید.

 از این رو مبحث توسعه از مباحث محوری غالب علوم اجتماعی اعم از علوم سیاسی، علوم اقتصادی و علوم فرهنگی و اجتماعی که پدیده های اجتماعی را مورد پژوهش قرار می دهند، می باشد.

انچه مسلم است در این مقوله تئوری پس از تجربه و عمل پرداخته شده است. اساساً تجربیات کشورهای توسعه یافته و صنعتی، مبنای تئوری پردازی توسعه در جهان سوم در قرن بیستم بوده است؛ این تئوری ها در بهترین حالت، چیزی جز غربی شدن یا آمریکایی شدن و رفتن راهی که رفته اند نمی باشد.

انقلاب اسلامی با نقش تاریخی و ماهیتی متفاوت از جوامع دیگر علاوه بر تکامل خود به ضرورت توسعه در جهان شبکه ای، نیازمند تئوری پردازی ویژه و مخصوص خود است.

علی رغم طبع کتاب و مقاله هایی در زمینه توسعه ایران، هنوز این بحث جایگاه و ضرورت خود را پیدا نکرده است و تا کنون نظریه توسعه ی منسجم و متفاهمی برای این کشور ارائه نگردیده و عدم تفاهم در این حوزه از دلائل تشتت در امر اداره کشور بوده است. لذا این نوشتار بر آن است تا با تبیین نقش انقلاب اسلامی در فلسفه تاریخ و ایضاح ماهیت آن نشان دهد که معنا و برنامه ریزی توسعه در ایران بگونه ای دیگر است.

بدین ترتیب با تعریف گذار به عنوان منظور اصلی بحث استدلال می کند که این دوره، دوره انتقال و آمادگی جهت تکامل و توسعه دینی انقلاب اسلامی ایران می باشد. امید است که خوانندگان در نقد و اصلاح و تکمیل این بحث، اینجانب را یاری رسانند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1 خرداد1387ساعت 23:21   <تحول را باید پذیرفت و آنرا مدیریت کرد>  |